>>> ادامه مطلب <<<
|
ببین اینا حرفه دله اصلا مهم نیست که خوشت میاد یا نه چون مثه تنهاییام فقط ماله منه
|
قبله ی دلهاست اینجا هرچه خواهی ارزو کن
تا دلی اتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید
حال ما خواهی اگر از گفته ی ما جستجو کن
چرخ کجرو نیست نو کج بینی ای دور از حقیقت
گر همه کس را نکو خواهی برو خودرا نکو کن
پ.ن.اگه میخوای خوبی ببینی پس خوبی کن.
پ.ن.۲.غم این خفته چند...خواب در چشم ترم...میشکند.. سرانجام همون مایوسیه و به عشق رو کردن
ازین مردم مردم ازار مردم کش
از قلب سنگینم
که پر ز عکسهایی سیاه و سفید ست دران از ادمای فریب خورده
از شهر شلوغ قیامت ندیده
ازین لایکن های که در فریادهای گوش خراششان جز سکوت چیزی نیست
قبرهایی که جانها دران میسوزد و چشمها هیچ نمیبیند
که دلها میمیرد و هوسها بیدار میشود
در گوشه کناراین جاده ی سردو مستقیم سگها به تماشای من ایستاده اند
پس بایستید سگان هار که بی توجه بتان میروم ازین راه بی برگشت
هرچند میدانم رفتن را زیاد دیده اید و تماشا کردن را عادت
بودا ! تو گفته ای که درین هستی پلید
غیر از دروغ و رنگ و ریا و فریب نیست
گفتی که در سراب فریبنده ی حیات
جز رنج و درد هیچکسی را نصیب نیست
گفتی که زندگی شبح مرگ موحشی است
افسانه ای است پر ز فریب و پر ز دروغ
رخشنده مشعلی است فرا راه ادمی
اما گرفته است ز رنج و ز غم دروغ
........... گفتی
که شادکامی سرمایه غم است...
پس چرا اینا شماره به دست گرفته بودن
گفته بودی دعا بخونید
پس چرا به جای دعا دود از دهنشون میومد بیرون
گفته بودی با گریه زاری دم خونت بهونه بدیم بت تا ببخشیمون
پس اینا با خندیدن میخواستن چه بهونه ای بت بدن
دیشب یه بار دیگه فهمیدم
امیر المومنین چقدر غریبی اقا
یه حس غریب
هدفم نزدیکه
شاید همین روزا بش برسم
اما بازم خدا
رد پای تورو میبینم
بابت کمکات ممنون
میخوامت
واقعیت داشت؟
یعنی چیزایی که میخواستم بم دادی؟
امیدوارم که اینجوری باشه
ولی بازم میگم من هنوز کوچکتر از اون مقامیم که بم دادی
خودت جنبشو بم بده
خودت قدرت حفظشو بم بده
که تو به هرکی که بخوای
مقام و قدرت میدی
بی کس و تنها
شکسته ظرف غرور
شده خاک زیر پایم شور
خدا
حالا دیگه همه چیمو ازم گرفتی
دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم
حالا میام تو اون جاده ای
که نشونم دادی
تا اخرش
تنهام
روح بودن یا جسم
فقط میدونم همه سوخته بودن
همه سیاه
همه ترس زده
شاید منم مثه اینام
ولی خدا
چرا داشتن منو نگاه میکردن؟
خدا بعد اونهمه خوایای رنگی
حالا هرشب پرتگاه و دره
برف و زمستون تموم نشدنی
اینه که مهمون خوابم میشن
نمیدونم هر لحظه میبینم که
مرگم نزدیکه در استانه ی تباهیم
اما بازم دست تو بود
که نجاتم داد
جایی که نه راه پس داشتم نه راه پیش
دست تو نجاتم داد
ولم نکن که بت محتاج
همیشه جمعه برام یه نماده
نماده یه درد خاموش
نمیدونم چرا
نمیفهمم چرا از صبح انگار یه چیزی کم دارم
ظهر حوصلم سر میره
و بعد از ظهر
هیچ احساسی ندارم جز بغض
قسم
به تمام نوشته هام
به تمام حرفام
به تمام اشکایی که با نوشتنشون ریختن
به تمام روزایی که بغضمو قورت دادم
تا رسوای اشک نشم
خستم خدا
توکه دار میری از رو زمین
منم با خودت ببر
دیگه بسه تحمل کردن زخمای فکر و روح
بغض تو گلوم
نفسای عمیق
بغض نمیره فرو
نیم نگاهی به مردم
قطره اشکی رو گونم
چه احساس غریبی داره
این دل خونم
چه کودکانه معصومیتم را باختم
چه ساده با گناهانم شادم
چه بی هدف میگذرد روزهای ظلمتم
چی بی رمق میگذرد ازین جهان ا تنم
خدا لیاقت این همه لطفتت را نداشتم
که تو من را
همیشه جوری میدیدی که یکبار و فقط یک بار خودم دیدم
و فقط یک احساس وجودم را گرفت
ترس
و باز خدا
میگویم
تو چقدر مهربانی
من اشغال به چه درد میخورم
من اواره
اس و پاس این زمونه
خدا رو حرفام به خودته فقط
سنگ صبورم تویی
منی که کفرتو گفتم منی که بدتو گفتم
شرمندتم
ببخشم
خیلی خستم
میدونم یکمی تلخ حرفام
بعضی وقتا میخوام سنگ بشم باز
فراری شم ازین زندگی جهنم ساز
از درد مردم مردم ازار سنگینه قلبم
سرد شده نمیشکنه قلب سنگینم
خراب شد زندگیم با این عشق ننگینم
حرفی نمونده خدا پر از بغض و کینم
نمیدونم چه جوری برات بگم
میخوام بات حرف بزنم
ولی فکر میکنم گوش نمیکنی
حقم داری
حالا دیگه خودمم بدم میاد به حرفای خودم گوش کنم
نوکرتم که جای حقی
امروز دوباره شاخمو شکستی
امروز دوباره حالیم کردی که جلوی بزرگیت
هیچی نیستم
یه دفعه دیگه بم نشون دادی که حواست هست دارم چیکار میکنم
میدونی رو زمین چه خبره
به یادم انداختی ته مرام و معرفتی
خیلی وقتا میخوام به وجودت کافر شم
میخوام بگم نیستی
اما حتی اگه اون موقع ام به این فکر کنم اما بعدش به اینجا می رسم
خدایا
اگه تو نبودی من چیکار میکردم
ساراجون خداکنه تا اخر این دنیا عاشقم بمونی میخام تا همیشه این وبت باشه تا وقتی بام حرف نمیزنی حاضر نیستی ببینیم حرفاتو بخونم
امشب اس ام اس ام نمیاد هرچی زنگم زدم جوابمو ندادی شاید جواب حرفایی باشه که بت زدمو جوابی ندادی
کاشکی بم میگفتی دوسم نداری کاشکی میگفتی متنفرم ازت بدم میاد ازت
خیلی وقت برا عشقم گریه نکردم انقدر سنگ شدم که فقط بغض گلومو میگیره اشک نمیشه
امیدوارم باهر قطره این اشکام یه امید یه خوشبختی یه ادم بهتر از من به زندگیت اضافه بشه
میدونم خواستت رفتنم نیس میدونم بدون من زندگی برات سخت میشه اما امید دارم به اون روزی که ببینمت که
قشنگترین لحظه زندگیمونه
دیگه مجبور نیستی به پام بشینی با هرکی خواستی برو بیرون دیگه کسی نیس بت واسه عکس گیر بده دیگه راه برا رضا برا پسر خاله های مونا برا اون پسر رپره برا بچه های 360باز شد چقدر سخت بود گفتن این جمله ولی عیبی نداره با اشکام گفتنش
منو تو قلبت نگه دار هرکی هرچقدر بپات بریزه من با همین دستای خالیم باز برات عشق دارم
چقدر راحت خواستی ازم جدا شی الان که داغی نمیفهمی ولی اگه یه روزی پشیمون شی هنوزم تو قلبه احمد جا واست هست
نامرد حتی یه خدافظیم بام نکردی
این همه زنگ زدم چرا یدفشو جواب ندادی بت بگم عشقم خداحافظ
یادت باشه گفتی asمن هنوز زندس نکشش بزا زنده باشه بزا بمونه شاید یه روز بهم رسیدیم
این اخرین نوشتم بود برات
میرم از زندگیت بیرون هروقت خواستی چشماتو ببند تمرکز کن مطمئن باش میفهمم منم چشامو میبندم بت فکر میکنم
میبوسمت خداحافظ گلم
میرم میرو میرم بدون وداع میرم میرم میرم به خاطره ها
میرم میرم میرم خداحافظ
برو تو پارک بشینید باهم سیگارتونو بکشید
برو چرختو بزن دختر به بقیه حرف دلتو بزن
برو عکستو بزار تو ۳۶۰همه ببینن شاید نفر اخر نوبت منم شد
ههههه
۲سال بایه عکس بپات نشستم
اخ ببخشید هواسم نبود ۱سالشو بی عکس بپات نشستم
دنیا همینه یادته بهت گفتم
دنیا همینه سارا خانم
فکر کن بعد جواب بده
این همه سال تو زندگی کردی یا زندگی تورو
.
.
.
.
.
به چه نتیجه ای رسیدی؟
حالا یکی دیگه...
میخندی تا خوش بگذرونیو حال کنی یا میخندی تا گریه نکنی
.
.
.
.دوست داشتی تو نظرات بگو
این همه افکار لعنتی چجوری تو مغزم جا شدید
یه لحظه بزارید از ته دلم بخندم
یدفعه چرا مثه بقیه تنهام نمیزارید
میخوابم بخوابم
فقط چند هفته
بخدا مزاحم کسی نمیشم
فقط میخوام بخوابم
بازهم هوای پرواز دارم
کدوم لباسم واسه لحظه ای ازادی قشنگه
ابی
سفید
خاکستری
قرمز
مشکی
اینبار نه شاید لباس مزاحمی همیشگی چون نفس نفس زدن باشد
لخت بودن لباس بهتری ست برای ازادی
از حرفای تو خالی مردم از دهانهایی دروازه شکل از اعتقاداتی به بن بست رسیده
به کدامین نقطه جهان روم تا لباسشان برایم اندازه و زیبا باشد
زیستگاه مردم نور که خورشید وجودشان میدرخشد کجاست
صحرای بزرگ افریقا یا کوه های راکی امریکا یا نه شاید قطب شمال
اه بازهم درد بازهم زخم چه مانده ازین جسم خاکی خون الود
این تیر رفتار پدرم بود یا افکار مادر
یا شاید...
نه خدا نه
او مرا دوست دارد
ولی بازهم هیچ چیز مهم نیست جز
تن برهنه ام که بازهم سقوط کرد
اینجا کجاست
این بار در کجا تن لش و کرختم افتاده
اینبار نمیدونم

اما کاش بر فراز جهنم بود این جهش
تا با سوزش اتش دردهایم فراموش شود

من از هرچی جز تو دل بریدم تو از هرچی به جز من دل نکندی
توی خوابم نمیدیدم یه روزی به چشمای پر از اشکم بخندی
نموندیو ندیدی رفتن تو من دیوونرو دیونه تر کرد
ندیدی این غرور زخم خورده چجوری این شبای نحسو سر کرد
نخواستم عمق زخمامو بدونی نخواستی حرف چشماتو بدونم
توی قلبت اگه جایی ندارم بزا تو خواطراتت جا بمونم
نموندم تا ببینم روبه راهی نموندی تا نبینی که خرابم
غمت طوری عذابم شد که حتی قیامت با خداهم بی حسابم
غم اشفته با عشق تو زندم تو از عشق من دیوونه خسته
سر خندیدن ناز ترانه اگه بغض من عاشق شکسته
تو رو محض رضای هرچی عشقه منو بکن تو تردیدو ای کاش
بزار سهم من غم باشه عزیزم تو با این خاطه اشفته خوش باش

مزه ی خون و اشک خدا چقدر خوشمزس
مزه ی عشق مزه ی حسرتی ابدی که هیچوقت ازش کم نداشتم
هوای خودکشی هوای مریضی بوی عرق تند بوی یکی مثه من
سهمم ازین زمینت یه اتاق
یه اتاقه ابی
اره رفقا انقدر بروم نیارید اره معتادم عادت دارم به رنج و غم قفلم گیر کردم بین دنیا و جهنم
اغوشتو باز کن میخوام بیام پیشت تو دیگه پسم نزن
خدا جوونم ولی دیگه کاری ندارم بی سر و صدا دارم میسوزم طاقت ندارم چاره ای ندارم ته راهم
زود رسیدم به اخرش تقصیر من چیه که وقتی همه دنباله اسباب بازی میگشتن من عاشق تیغ و چاقو شدم

چرا راحت اومدی پیشم چقدر سخت دوباره جدا شدیم میدونم غروره من بود که مارو ازهم جدا کرد بزار یه دفعه دستو بگیرم بزار یه بار فقط یه بار بوست کنم بعد بزار برو
غلط کردم منو ببخش سارا
فکر چشامو کن فکر دلم که عاشق تو بود میخوام یه روز تورو ببینم فکر کن ببین من پرازغرور بودم ولی دلم پیش تو بود فکرم پیش تو بود
سارا نرو خسته نیستم از عشق از دنیا خستم از دنیای که منو تورو به هم نمیرسونه بیتو نمیتونم میخوای باهام چیکار کنی باورم کن هیچوقت بهت خیانت نمیکنم بیا ببین دوست دارم چرا نمیفهمی عشقتوازم دریغ نکن عزیزم ترکم نکن
هرچی که داشتته باشمو به پات میریزم هنوز اشک میریزم هنوز ته چشمام یکم اشک دارم اونم ماله تو همشو میریزم زیر پات سارا نزار ببازم نزار غم پیرم کنه سارا زیر این همه بدبختی بمیرم تنها دل خوشیم چشمه سیاهته ازم نگیرشون
سارا مگه دلت برام نمیسوخت واسه ترحم باهام بمون جون احمدت که عزیزترین بود برات مگه نگفتی مثه همیم فقط مادوتا میتونیم همو درک کنیم
خدا دلم داره میترکه خدا نمیخوام تا اخر عمر بی کس بمونم خدا نمیخوام هرشبم گریه باشه خدا من زدم خرابش کردم تو درستش کنی فقط تو میتونی همه چیو درست کنی دلم گیره خدا به دادم برس
چی بودم چی شدم به خاطره تو
ولی پشت دلم رو خالی کردی
حالا اسمت میاد گریم میگیره
نمیدونی که با دلم چه کردی
اگه در حق تو خوبی نکردم
اما بدون خالی بود دستای سردم
ولی من در عوض هرچی که بودم
با احساسات تو بازی نکردم
عیدتون مبارک
وقتی نگاه میکنم میبینم قشنگترین 7سین دنیا ماله منه
سرزنش
سکوت
سایه
سکوی مرگ
سگ ولگرد
سیاهی چشمات
سارا جون
پارسال برا سال تحویل سر قبر بابا بزرگم بودم اره همونی که تو روز تولد من مرد امسالم پر از جهنم بود همش عذاب بود همیشه لباسام برا کفن بود وقته خوابم وحشت داشتم عشق و نفرت دست به گریبان هم بودند چقدر امسال بد بود همش پر از حسرت بود پر از دردایی که فقط به کاغذ گفتم دروغایی که به خودم گفتم که اون باهامه که میاد که رفته سفر اما بر میگرده بالاخره احمد روز خوشی توام میرسه احمد تواین روزا خدا یکیشم به نام تو زده.
چرا نرسیده هنوز؟خداجون چقدر صبر کنم من صبر تورو ندارم باید به کی بگم بازم به کاغذ؟
مامانم میگه احمد تاحالا با خدا حرف زدی میخواستم بگم کی جز خدا به حرفایی یه اشغال گوش میکنه که همیشه هیچی نمیگه خدا خودتو نشونم بده یا شاید چون انقدر بدی دیدم دیگه تورو نمیتونم ببینم نه این حقو ازم نگیر خدا پناه من باش تو سال جدید خدا هیشکیو ندارم خدا تنهام به تنهایی تو خدا غرورم چقدر شکسته شه من مثه تو نیستم خسته شدمکم اوردم از شکنجه من لذت میبری؟تمومش کن .مگه مرگ من چقدر برات کار داره.هیچوقت التماست نکردم ولی اینبار میخوام التماس کنم ضجه بزنم مثه الان گریه کنم بگم خدا کارمو تموم کن یه گناهکار کمتر زمین تو بهتر میشه
خدا من بازنده ی این بازیم.خدا به سارا بگو بهش بگو عاشقشم ولی احمد محکومه محکوم به تنهایی خدا بهش بگو عاشق بد کسی شدی بهش بگو دیوونس کسخوله تورم دیوونه میکنه برو سراغ یکی دیگه خدا میخوام تک تنها بمیرم خدا بهش بگو من کس و کاری ندارم خدا بهش بگو مجلس عروسیمون فقط خودمون دونفریم.بهش بگو اخر عشقمون 2و7 پیک سیاهه.خدا تو نگو کم میاره میدونم میمیره خدا خودم بهش میگم اخه دیگه سنگ شدم.سارا قدر دنیارو بدون زندگیتو حروم یه حرومی مثه من نکن سارا من نا مهربونم من دلی دیگه ندارم واسه عاشقی همشو صخره گرفته.هنوز که هنوزه تو کفتم بعد یه سال و نیم .من بچه وسط پاییزم کاشکی با من همزاد نبودی چرا وقتی رفتی دوباره برگشتی چرا نذاشتیم بری چرا دلت سوخت چرا اون دله کوچولو قشنگت منو میخواد.من وسط لجنم من تو باتلاق گیر کردم راه پس و پیش ندارم بویه تعفنم همه جارو گرفته توام میخوای بشی مثه من؟؟؟؟